نظافت گربه
گربهها به خاطر سخت گیریشان در پاکیزه بودن معروفند. آنها با لیسیدن موهای خود، خود را میآرایند، با به کار گرفتن لثهٔ خمیده و بزاق دهانشان. همانطور که گفته شد آب دهان گربه قدرت شویندگی و بوزایی زیادی دارد. بسیاری از گربهها پاک کردن انسانها و بقیه گربهها را نیز دوست دارند. گاهی آراستن گربهای دیگر پیغامی است که با آن گربه اعلام میکند قصد بالا بردن رتبه خود در گروه را دارد (آراستن برای سلطه گری).

گاهی بعضی از گربهها گلولهای از موهایی که در اثر عمل پاکسازی در معدهشان جمع شدهاست را برمی گردانند. گربههای بلند موی نسبت به گربههایی که موی کوتاه دارند بیشتر متمایل به این کار هستند. با خوراندن داروها و غذاهای گربه که دفع گلولههای مو را برای گربه راحت تر میکند و آراستن گربه با شانه کردن مرتب موهای او میتوان از این عمل جلوگیری کرد.
خراش دادن
گربهها به طور طبیعی تحریک میشوند که مرتباً پنجههای جلوییشان را به سطوح مناسب قلاب کنند و پنجههای عقبی را بکشند، تا آنها را تمیز کنند و پوشش فرسودهٔ بیرونی آن را از بین ببرند و همچنین نرمشی به ماهیچههایشان بدهند. به نظر میآید خراشیدن برای آنها لذت بخش باشد. حتی گربههای بدون ناخن هم حرکات خراشیدن را انجام میدهند و این به آنها رضایت میبخشد، اگرچه نتیجهٔ خاصی ندارد.
تولید مثل
گربههای ماده در حدود ۶ تا ۷ ماهگی به سن بلوغ میرسند و در این سن است که رفتارهای جنسی از آنها سر میزند از این سن به بعد آنها چندین بار در سال فحل میشوند. که فواصل بین فحلی حدود ۳ تا ۴ هفتهاست گربهها در طی این دوران (دوران فحلی) به حالت پذیرش جنسی در میآیند. گربههای نر کمی دیرتر به سن بلوغ میرسند. (بطور متوسط در ۱۱ ماهگی). گربه ماده ۲ بار در سال میتواند زایمان کند حالت فحلی او در هر فصل چندین بار تکرار شده تا جفت گیری انجام شود. در زمان فحلی گربه ماده بیقرار بوده و پر سرو صدا میشود. گربه ماده تنها در پاسخ به عمل جفت گیری، تخمک گذاری را انجام میدهد.
پس از اتمام آمیزش، جنس نر بلافاصله دور میشود زیرا در غیر اینصورت مورد حمله گربه ماده قرار خواهد گرفت در این هنگام گربه ماده روی زمین غلطیده، دهان، بینی و اطراف صورت خود را به زمین میمالد و در مواقعی پاها و بدن و دستگاه تناسلیاش را میلیسد. پس از یکبار عمل جنسی اکثر گربههای نر، دیگر میلی به تکرار عمل جنسی ندارند ولی گاهی دیده شده که پس از چندین دقیقه دوباره گربه نر در آمیزش جنسی شرکت کردهاست. پس از انجام عمل جنسی و در صورت سالم بودن گربه ماده و بارور شدن آن، وی دیگر فحل نخواهد شد و این خود تأییدی بر موفقیتآمیز بودن عمل جنسی و آبستن شدن گربه مادهاست. طول مدت آبستنی در گربه بطور متوسط ۶۵ روز است و گربه آبستن معمولاً سر پستانها به زنگ قرمز در میآید که این حالت تقریبآ در هفته سوم آبستنی بارزتر است، در این زمان وزن آنها ممکن است تا حدود ۲ کیلوگرم افزایش یابد. در این هنگام تغییری در رفتار گربه ماده دیده میشود که از آن بعنوان رفتار مادری یاد میشود. این رفتار مادری از لحظهای که بچه گربه در شکم مادر احساس میشود، شروع میشود. گربه ماده با علاقه خاصی از جنینهایش حمایت میکند. آنها در مراحل اولیه نیاز چندانی به مراقبتهای غذایی و حمایتهای دیگر ندارند، با این حال در هفتههای آخر که رشد جنینها سرعت بیشتری به خود میگیرد اشتهای مادر افزایش مییابد.
گربه ماده در موقع زایمان حرکاتی به شکم خود داده و این عمل وی که از رفتار و محبت مادریاش منشاء میگیرد عبور جنین را از مجرای رحمی آسان میسازد. با خروج کیسه آمنیوتیک و پاره شدن آن و ریختن مایع جنینی، گربه ماده اقدام به لیسیدن بچههایش میکند این کار باعث تحریک سیستم تنفسی آنها میشود. سپس گربه با علاقه و دقت خاصی بند ناف بچه گربهها را قطع کرده و آنها را میبلعد. بطور متوسط گربههای ماده ۴ عدد بچه گربه که چشمانشان بستهاست، بدنیا میآورند.
نشان گذاری کردن
اسپری کردن گربهها که به آن نشانهگذاری نیز گفته میشود، پاشیدن مقدار کمی از ادرار روی سطوح عمودی مثل مبلمان، راهرو و دیوار میباشد. بدینصورت که گربه به محل مورد نظر رفته دم را تکان داده و با کمی خم شدگی یا بدون قوز کردن ادرار را میپاشد.
همانطور که از نام نشانهگذاری بر میآید این عمل یک اختلال محسوب نمیشود بلکه رفتاری است برای پیغام دادن به دیگر گربهها. این رفتار بیشتر در گربههای نر اخته نشدهای دیده میشود که به بلوغ جنسی رسیده باشند و سنشان معمولاً بین ۵ تا ۱۲ ماهگی باشد. البته این بازه نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد. برای مثال گربههایی که در خانوادههای شلوغ (دارای تعداد زیادی گربه) زندگی میکنند یا آنها که با گربههای دیگر بیشتر ارتباط دارند زودتر نشانگذاری را نشان میدهند. نشانگذاری بیشتر اوقات مربوط به تعیین قلمرو است که البته میتواند با استرس نیز مرتبط باشد. اخته کردن یا عقیم کردن بچه گربه میتواند از مشکلات بعدی نشانهگذاری جلوگیری کنند. گربههای خانوادههای پرجمعیت مشکلات بیشتری نسبت به گربههای تنها دارند چرا که بعدها در تعیین قلمرو با مشکل مواجه میشوند. متأسفانه در کشورهایی که نگهداری از گربه متداولتر است، گاهی مشکلات مربوط به نشانگذاری منجر به از بین بردن و یا واگذار کردن این حیوانات میشود. نشانهگذاری اصولاً یک سیستم ارتباطی محسوب میشود چرا که ادرار گربهها حاوی فرومون است و بویژه در زمان جفتگیری پیامهای مخصوصی را به دیگر گربهها انتقال میدهد.
نشانهگذاری در گربهٔ نر نمادی از تعیین محدوده نیز میباشد. نشانهای که به دیگر گربههای نر میفهماند این محوطه قلمروی اوست. این بو در گربهٔ نر سالم منحصر به فرد میباشد. گربهای که تحت شرایط استرس زا باشد نیز برای نشانگذاری محل اسپری میکند. این تعیین مرز و حدود بخش مهمی از رفتار در گربهها به حساب میآید.
رفتار نشانهگذاری نه تنها در گربههای نر بلکه در گربههای ماده و حتا گربههایی که عقیم شدهاند نیز دیده میشود. هرچند در گربههای نر اخته نشده بیشتر مورد توجهاست. البته در گربههای ماده معمولاً برای جذب جفت نر یا در اثر اضطراب ایجاد میشود.
بومشناسی
محل سکونت
جد گربههای اهلی از گربههای وحشی آفریقایی است البته گربههای وحشی و بومی استرالیایی را نیز میتوان نیاکان نژاد گربههای اهلی استرالیا نامید.
گربهها به آفتاب علاقه زیادی دارند و همیشه هنگام روزهای افتابی در زیر آفتاب میخوابند البته گربهها بدنشان بیشتر از ۴۴ درجه سانتیگراد را تحمل نمیکند (گربههایی که پوست ضخیمی دارند تا ۵۲ درجه هم تحمل میکنند)
اگر از ۳۹ درجه سانتیگراد دما بیشتر شود آنها عرق میکنند و با آنکه به آب علاقه زیادی ندارند عرقشان را تحمل میکنند.
غذا خوردن
اما بیشتر آنها جانوران کوچک تر از خودشان را میخورند (گربههای بزرگ حتی خرگوش هم میخورند) و علاقه اصلی آنها پرندگان، موشها، موش صحرایی، کژدمهای کوچک، سوسک، ملخ و حیوانات کوچک دیگر است
سن
متوسط عمر گربهها معمولا ۱۵ سال است. بیشترین عمر ثبت شده برای گربهها، متعلق به گربهای در تگزاس آمریکا با ۳۴ سال سن بود. پس از آن گربهای در بریتانیا ۲۴ ساله شد.
نام
گربه در پهلوی که نیای فارسی امروزین است گوربک نامیده میشده و در فارسی افغانستان و فرارود به آن پِشَک هم گفته میشود و در زبان آذری و برخی از زبانهای ترکیتبار دیگر نیز به این حیوان پشک یا پیشیک گفته میشود. در در زبان کودکانه فارسی هم گربه را پیشی مینامند. این نام برگرفته از صدای پیش یا پیشی است که برای ارتباط با گربهها از آن استفاده میشود. در اصطلاح، به گربههایی با پشم های بلند گربهٔ بُراق گفته میشود.
نژادهای گربه
فهرست نژاد گربهها
گربهٔ ایرانی
گربهٔ بنگال
گربه آنقره
گربهٔ سیامی
گربهٔ حبشی
گربهٔ برمهای
گربه ایرانی
گربه ایرانی یکی از کهنترین و مشهورترین نژادهای گربه است. نخستین اشاره مستند به گربه ایرانی مربوط به نامهای از پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی است که در ۲۰ ژوئن ۱۶۲۰ در اصفهان نوشته شده است. این گربهها از حدود سده ۱۶ میلادی به اروپا وارد شدند و امروزه به عنوان حیوان خانگی لوکسی نگهداری میشوند.
گربهٔ ایرانی یکی از نمادهای فرهنگی ایران در بین جهانیان است
اما در بین مردم ایران معاصر کمتر شناخته شده است.
نام
گربه ایرانی در سطح جهانی با نام Persian Cat (یا نامهای معادل آن در دیگر زبانها) شناخته شدهاست. این نام اشاره به نام تاریخی ایران در زبانهای خارجی (Persia و نظایر آن) دارد. همچنین در انگلستان این گربه مو بلند یا موبلند ایرانی نامیده میشود.
محبوبیت
تصاویر گربههای ایرانی در بسیاری از کتابهای علمی و تاریخی، نقاشیها، عکسها و حتی تمبرهای باخترزمین دیده میشود. در ایالات متحده، گربههای ایرانی، محبوبترین نوع گربه برای دوستداران نگهداری گربهاست. حتی تمبرهای پستی فراوانی در این کشور با تصویر گربههای ایرانی به چاپ رسیده، همچنین در روسیه، مجارستان، کنگو، جمهوری آذربایجان، جمهوری چک و...آرم موزه الماس در آمستردام هم یک گربه ایرانی سپید است که تاجی از الماس بر سر گذاشتهاست.
در بریتانیا اما روند محبوبیت گربه ایرانی به مرور پایین آمده و از رتبه نخست در سال ۱۹۸۸ به رتبه پنجم در سال ۲۰۰۸ رسیدهاست. این دادهها البته مربوط به گربههای ثبت شده و شناسنامهدار هستند.
در خود ایران ولی کمتر کسی از شهرت جهانی گربههای ایرانی با خبر است. حتی عبارت Persian Cats در هیچیک از کتابهای درس زبان انگلیسی مدارس دیده نمیشود و این عبارت که در فرهنگ و دانشنامههای جهان ثبت شده، در داخل ایران برای بسیاری ناآشناست.
ویژگیها
هیچ گربه وحشی مو بلندی وجود ندارد و بهگونهای ویژه، این یک جهش ژنتیکی در گربههای اهلی معمولی است که تحت تاثیر آب و هوای سرد ایران در نسلهای بعد پایدار شدهاست. در گذشته تصور میشد این گربه از نسل گربههای وحشی آفریقایی باشد اما این نظریه امروزه رد شدهاست. البته ظاهر کنونی این گربه حاصل صدها سال نژاد پروری اروپاییان است. در واقع نسل کنونی این گربهها بسیار زیباتر از نسل گذشته آنهاست.
یک گربه ایرانی اصیل موهایی پر پشت دارد. دارای پاهایی کوتاه یک سر بزرگ و پهن همراه با گوشها و چشمهایی جدا و دور از هم و یک دهان کوچک است. چشمهای آنها بسیار حساس است.
عمر این گربه حدود ۱۰ سال است، اما در شرایط خوب تا ۱۹ سال هم میرسد. رنگ چشمانشان آبی یا نارنجی یا دو رنگ است، در گربههای کاملا سفید با چشمان آبی (معروف به آلبینو یا زال) امکان ناشنوایی بیشتر از دیگر آنها وجود دارد.
پیشینه نژاد
پیشینه گربه ایرانی در حقیقت تاریخچه همه نژادهای مو بلند است، زیرا تقریباً با اطمینان میتوان گفت که تمام گونههای مو بلند از نژادهای ایرانی پدید آمدهاند. البته نژاد Balinese (سیامی مو بلند) و نژادها سومالی (Abyssinian مو بلند) دو استثنا بر این مدعا هستند. تصور میشود این نژادها از جهش یک نژاد مو بلند مستقل به وجود آمده باشند.
این که نخستین گربههای ایرانی چه زمانی و در کجا پیدا شدهاند، روشن نیست. با این حال شهرت و افتخار آنها به طور کلی نصیب ایران (Persia) شدهاست. گربههای مو بلند از حدود سده ۱۶ میلادی و حتی زودتر دیده شدهاند و این در زمانی بودهاست که نخستین گربههای از این نوع به اروپا راه یافتهاند. هیچ گربهای از نژادهای وحشی وجود ندارند که موهای بلند داشته باشند، بنابراین باید پذیرفت که این ویژگی از یک جهش در گربههای مو کوتاه که شاید از مصر بودهاند ایجاد شدهاست. آب و هوای سردتر زمستانی ایران چنین جهشی را امکان پذیر کردهاست.
از زمان پدید آمدن این گربهها علاقه زیادی در بین دوستداران گربه برای نگهداری آنها ایجاد شد. این علاقه باعث شد که این گربهها ارزش بیشتری نسبت به خویشاوندان مو کوتاه خود پیدا کنند.
پنداشته میشود گربههای خانگی به نام علمی Felis Catus، از گربه جنگلی Felis Chaus یا گربه وحشی افریقایی، Felis Lybica گرفته شده باشند. این گونه، به گفته بعضی از جانور شناسان نوع ویژهای از گربه وحشی اروپایی، Felis Sylvestris تلقی میشوند. اگر این نظر درست باشد، گربه خانگی با نام باشکوهتری یعنی Felis Sylvestris Catus، نامگذاری خواهد شد.
گربههای اصیل ایرانی
گربههای اصیل ایرانی امروزی، از نظر طول موها، رنگ و آناتومی از شباهت کمتری نسبت به همنوعان نخستین خود برخوردارند. این پدیده حاصل سالها کوشش پیگیر در جفت کشی انتخابی این موجودات است. گربههای مو بلند از ایران به اروپا، بهویژه فرانسه، جایی که مورد توجه زیاد مردم قرار میگرفتند، برده میشدند.
طبیعیدان فرانسوی Comet de Buffon کتاب Historie Naturelle خود را در سال ۱۷۵۶ میلادی نوشت. او در کتاب خود، به متنی از سدهٔ ۱۶ میلادی که به وسیله یک جهانگرد ایتالیایی به نام Pierto della vella نوشته شده، اشاره کردهاست. این جهانگرد، گربههای مو بلند آن روز را توصیف کرده و بر این نکته تأکید نموده که آنها از منطقهای در شمال ایران به نام خراسان آمدهاند. او گفته آنها نژادی هستند با موهای بلند، نرم و شبیه ابریشم، مخصوصاً در قسمت دم. او همچنین آنها را به رنگ یک دست خاکستری تشریح کردهاست که در بخش سر، کمی تیره تر بودند. از ویژگی دیگر این گربهها، اهلی بودن آنها بودهاست. Buffon ذکر کرده که جدا از رنگ، این نژاد دقیقاً مشابه نژادهایی بوده که در فرانسه Angora شناخته میشود.
نژاد Angora نژادی بوده که در زمانهای کهنتر به سفیدی رنگ مشهور بودهاست، ولی در واقعیت آنها رنگهای مختلفی داشتهاند. با این حال رنگ سفید آنها که نزد اشراف زادههای فرانسوی و اروپایی نگهداری میشدند، از محبوبیت بیشتری برخوردار بودهاست. نژاد Angora بومی کشور ترکیه بودهاست. دیپلمات پرآوازه فرانسوی کاردینال ریشلیو که در سال ۱۶۴۲ میلادی از دنیا رفت، از دوستداران فوق العاده گربهها بودهاست. شگفت این که او درست در زمانی میزیست که کلیسا خود از بزرگترین دشمنان گربهها بوده و به دستور آنها، گربهها را از بالای برجها پایین میانداختند، میسوزاندن و از راههای مختلف با بی رحمی با آنان رفتار میکردند. Richelieu صاحب یک Chat Angora به نان Lucifer به رنگ سیاه بودهاست. به نظر میرسد که در آن روزگار بیشتر موضوع این بوده که چه کسی صاحب گربهاست. در واقع وضعیت صاحب گربه تعیین کننده این موضوع بوده که آیا گربهها دارای روحی پاک، یا همنشین و هم قدم شیطان اند.
به همین ترتیب شاید میبینید در اروپا در قرن ۱۹ میلادی، گربههای مو بلند را بنابر میل صاحبان آنها گربه ایرانی یا Angora مینامیدند و این حقیقت که تفاوتهای کوچکی چه از نظر موها و چه استخوان بندی بین این دو نزاد شبیه به هم ولی مختلف وجود داشته، مورد توجه واقع نشدهاست. Harrison Weir انگلیسی که از او به عنوان پدر نگهداری از گربههای خانگی یاد میشود، در اواخر قرن ۱۹ میلادی گفته که گربهای دو رگه زیادی به عنوان نژاد روسی، Angoran یا نژادهای ایرانی به فروش میرسیدند که این نکته به روشنی نشان میدهد که او به تفاوت میان گونههای ایرانی و Angoran واقف بودهاست. مشاهده تابلوهای نقاشی از گربههایی که به همراه صاحبان خود در طول قرن ۱۸ میلادی به تصویر کشیده شدهاند، تصویر واضحی از ظاهر گونه اصیل گربه ایرانی به ما میدهد و آنها خیلی شبیه Angoraهای امروزی بودهاند. این بدین معنی است که آنها یک سر عادی گربه مانند با پوزهای که به طور آشکار گُوه مانند است، دارند. آنها استخوان بندی خوبی داشتند ولی نه خیلی حجیم. موها خیلی بلند و ابریشمی، نه بیش از اندازه فشرده و نه پشم مانند بودهاند. در سال ۱۹۶۸ میلادی Chas Ross گفته جالبی را در کتاب Book Of Cats راجع به گربههای ایرانی ذکر میکند. با وجود این که او همانند Buffon که در ۱۰۰ سال قبل از خود رنگ گربههای ایرانی را خاکستری میدانسته، ولی بر این نکته نیز تأکید میکرده که نژاد گربه ایرانی موهای بسیار بلند و ابریشمی، شاید بیش از نژاد Angora داشتهاند. او ادامه میدهد آنها بی اندازه آرام و ملایم از لحاظ رفتاری بوده و احتمالاً یکی از زیباترین این گونه بودهاند. به نظر میرسد که در آن دوران رنگ آنها، نه استخوان بندی آنها معیار اصلی افتراق بین گربههای اصیل ایرانی و گربه Angoran بودهاست. در هر صورت در آن زمان هیچ انجمنی برای گربهها، هیچ کتابی برای جفت انداختن آنها و هیچ شجره نامهای برای ارزشیابی آنها وجود نداشتهاست. اگر شخصی ادعا میکرده که دارای یک گربه ایرانی یا Angoran است، هیچ کسی واقعاً نمیتوانست خلاف ادعای او را ثابت کند (غیر از طریق رنگ آنها)، زیرا هیچ استاندارد و هیچ راهی برای نفی چنین گفتهای وجود نداشتهاست.
پرشینهای صورت تخت (peke-face)
در سال ۱۹۵۰ یک جهش ژنتیکی ناگهانی باعث به وجود آمدن گربههای پرشین صورت تخت به وجود آمد، نام آنها گرفته شده از سگهای پکینیز (Pekingese dog) میباشد. این نژاد مورد پذیرش CFA بود اما به علت مشکلات جدی سلامتی از شدت توجه به آن کاسته شد. اما با وجود این پرورش دهندگان بسیار او را دوست داشته و مجدد شروع به پرورش و تولید پرشینهای صورت تخت نمودهاند. پس از تغییرات ظاهری ای که گربههای پرشین داشتند، پرورش دهندگان تصمیم به ایجاد شورایی گرفتند تا در آن به این نتیجه برسند که یک پرشین باید دارای چه مشخصاتی باشد. در نهایت آنها به این تفاهم رسیدند که یک پرشین باید دارای سری گرد و بزرگ، چشمان درشت و گرد باشد و همچنین پوزهٔ کوچک که قسمت بالایی چرمی آن بالاتر از خط زیر چشمها قرار بگیرد، پاهایی با استخوان بندی درست و کوتاه، سینهای پهن و صورتی کاملا گرد باشد، هر چیزی که در یک پرشین ایده آل وجود دارد باید گرد باشد!
هیمالین
در ۱۹۵۰، نژاد سیامی با نژاد پرشین جفت خورده شدند تا نژادی به وجود بیاید که ظاهر پرشین را داشت اما از نظر رنگبندی به سیامیها شباهت داشت، این نژاد را با توجه به دیگر حیوانات دارای لکهای رنگی مانند خرگوشهای هیمالین، " هیمالین نامیدند. در انگلستان این نژاد به نام موبلند لکه رنگی (color point longhair) به ثبت رسیدهاست. در امریکا تا سال ۱۹۸۴ هیمالینها نژاد جداگانهای شناخته میشدند اما از آن زمان به بعد CFA آنها را با نژاد پرشین یکی دانست. البته بسیاری از پرورش دهندگان از یکی دانستن چنین نژاد «دورگه» ای با پرشینهای «خالص» ناخشنود بودند. همچنین CFA با مشخص کردن شمارهٔ رجیستری مشخص برای هیمالینها پرورش دهندگان را قادر ساخت تا بتوانند با نگاه کردن به شمارهٔ رجیستری یک گربه متوجه شوند که آیا او رگهای از هیمالین دارد و آیا ممکن است در آینده نقش و نگارهای یک هیمالین در نسلهای بعدی ظاهر شود. گربههای هیمالین با شماره رجیستریهای شناخته میشوند که با عدد ۳ شروع میشود و حامل لکههای رنگی (CPC) یا سری ۳۰۰۰ایها نامیده میشوند.
اگزاتیک موکوتاه
در اواخر ۱۹۵۰ گربههای پرشینی که از آمیزش پنهانی با امرکاییهای مو کوتاه (ASH) توسط پرورش دهندگان به وجود آمده بودند در رینگهای نمایش بسیار محبوب بودند اما باعث بسیاری از پرورش دهندگان از به وجود آمدن دورگهها شده بودند. یکی از پرورشدهندگانی که موفق شده بود قابلیتهای این آمیزش (پرشین + موکوتاه امریکایی) را به خوبی نشان دهند موفق به کسب نظر موافق CFA برای به رسمیت شناخته شدن این نژاد در سال ۱۹۶۶ تحت عنوان «اگزاتیک موکوتاه» شد. این نژاد ریخت بدنی خود را مدیون نژاد پرشین است و همچنین موهای کوتاهش را از موکوتاه امریکایی به ارٍث بردهاست. همچنین با این انتقال ژنها مقداری از مشکلات پرشین و البته تنبلی ذاتی او را نیز به دست آوردهاست. از جایی که این نژاد بهرحال ژن مو بند را هم دارا میباشد از آمیزش دو اگزاتیک موکوتاه ۲۵ درصد امکان به وجود آمدن فرزندی موبلند وجود دارد. اما متاسفانه این فرزندان به وجود آمده از طرف CFA به عنوان پرشین پذیرفته شده نمیباشند؛ اما اتحادیهٔ گربهٔ جهانی آنها را به عنوان پرشین میپذیرد. دیگر نهادها آنها را به عنوان نژاد جدا شدهٔ اگزاتیکهای موبلند میشناسند.
پرشینهای عروسکی یا فنجانی
بعضی از پرورش دهندگان اقدام به تولید پرشینهایی با قامت و ظاهری کوچکتر از پرشینهای معمولی نمودند که تحت عنوان «عروسکی» یا «فنجانی» (گرفته شده از اسم سگهای مشابه) یا «سایز کف دستی»، «جیبی»، «کوچک (مینی)» و "پیکسی (pixie) شناخته مشوند. بسیاری از پرورشدهندگان آنها را به عنوان یک نژاد جداگانه به رسمیت نمیشناسند.
چینچیلا
در امریکا کوشش شد که پرشینهای نقرهای (silver) را به عنوان نژاد جداگانهای به ثبت برسانند اما این تصمیم موفقیت آمیر نبود. در CFA پرشینهای نقرهای و طلایی به طور مشخص به نقرهای چین چیلا، نقرهای سایهای، طلایی چین چیلا و طلایی سایهای در نمایشهای گربه تقسیم و معرفی میشوند. در آفریقا جنوبی این فعالیت بیشتر به موفقیت رسید و شورای گربهٔ آفریقای جنوبی ۵ گونه از چین چیلاها را به عنوان «چین چیلای موبلند» به رسمیت شناخت. چین چیلاهای موبلند دارای پوزهای به مراتب کشیده تر، تنفسی آسان تر و اشک چشم کمتری نسبت به پرشینها میباشند. آنها دارای پوششی با بازتان دوگانهٔ مات و شفاف میباشند که وقتی با پرشینهای دیگر آمیخته میشوند این خاصیت از بین میرود. همچنین آمیرش ممکن است باعث از دست رفتن خط لب و پوزه هم باشد که در استانداردهای چین چیلا ایجاد مشکل میکند. یکی از امتیازهای این نژاد داشتن رنگ چشمان سبز آبی یا سبز و در بچه گربهها آبی و بنفش آبی میباشد.
keywords : نور ایران،سایت نور ایران،مقاله نور ایران
گربهها به خاطر سخت گیریشان در پاکیزه بودن معروفند. آنها با لیسیدن موهای خود، خود را میآرایند، با به کار گرفتن لثهٔ خمیده و بزاق دهانشان. همانطور که گفته شد آب دهان گربه قدرت شویندگی و بوزایی زیادی دارد. بسیاری از گربهها پاک کردن انسانها و بقیه گربهها را نیز دوست دارند. گاهی آراستن گربهای دیگر پیغامی است که با آن گربه اعلام میکند قصد بالا بردن رتبه خود در گروه را دارد (آراستن برای سلطه گری).

گاهی بعضی از گربهها گلولهای از موهایی که در اثر عمل پاکسازی در معدهشان جمع شدهاست را برمی گردانند. گربههای بلند موی نسبت به گربههایی که موی کوتاه دارند بیشتر متمایل به این کار هستند. با خوراندن داروها و غذاهای گربه که دفع گلولههای مو را برای گربه راحت تر میکند و آراستن گربه با شانه کردن مرتب موهای او میتوان از این عمل جلوگیری کرد.
خراش دادن
گربهها به طور طبیعی تحریک میشوند که مرتباً پنجههای جلوییشان را به سطوح مناسب قلاب کنند و پنجههای عقبی را بکشند، تا آنها را تمیز کنند و پوشش فرسودهٔ بیرونی آن را از بین ببرند و همچنین نرمشی به ماهیچههایشان بدهند. به نظر میآید خراشیدن برای آنها لذت بخش باشد. حتی گربههای بدون ناخن هم حرکات خراشیدن را انجام میدهند و این به آنها رضایت میبخشد، اگرچه نتیجهٔ خاصی ندارد.
تولید مثل
گربههای ماده در حدود ۶ تا ۷ ماهگی به سن بلوغ میرسند و در این سن است که رفتارهای جنسی از آنها سر میزند از این سن به بعد آنها چندین بار در سال فحل میشوند. که فواصل بین فحلی حدود ۳ تا ۴ هفتهاست گربهها در طی این دوران (دوران فحلی) به حالت پذیرش جنسی در میآیند. گربههای نر کمی دیرتر به سن بلوغ میرسند. (بطور متوسط در ۱۱ ماهگی). گربه ماده ۲ بار در سال میتواند زایمان کند حالت فحلی او در هر فصل چندین بار تکرار شده تا جفت گیری انجام شود. در زمان فحلی گربه ماده بیقرار بوده و پر سرو صدا میشود. گربه ماده تنها در پاسخ به عمل جفت گیری، تخمک گذاری را انجام میدهد.
پس از اتمام آمیزش، جنس نر بلافاصله دور میشود زیرا در غیر اینصورت مورد حمله گربه ماده قرار خواهد گرفت در این هنگام گربه ماده روی زمین غلطیده، دهان، بینی و اطراف صورت خود را به زمین میمالد و در مواقعی پاها و بدن و دستگاه تناسلیاش را میلیسد. پس از یکبار عمل جنسی اکثر گربههای نر، دیگر میلی به تکرار عمل جنسی ندارند ولی گاهی دیده شده که پس از چندین دقیقه دوباره گربه نر در آمیزش جنسی شرکت کردهاست. پس از انجام عمل جنسی و در صورت سالم بودن گربه ماده و بارور شدن آن، وی دیگر فحل نخواهد شد و این خود تأییدی بر موفقیتآمیز بودن عمل جنسی و آبستن شدن گربه مادهاست. طول مدت آبستنی در گربه بطور متوسط ۶۵ روز است و گربه آبستن معمولاً سر پستانها به زنگ قرمز در میآید که این حالت تقریبآ در هفته سوم آبستنی بارزتر است، در این زمان وزن آنها ممکن است تا حدود ۲ کیلوگرم افزایش یابد. در این هنگام تغییری در رفتار گربه ماده دیده میشود که از آن بعنوان رفتار مادری یاد میشود. این رفتار مادری از لحظهای که بچه گربه در شکم مادر احساس میشود، شروع میشود. گربه ماده با علاقه خاصی از جنینهایش حمایت میکند. آنها در مراحل اولیه نیاز چندانی به مراقبتهای غذایی و حمایتهای دیگر ندارند، با این حال در هفتههای آخر که رشد جنینها سرعت بیشتری به خود میگیرد اشتهای مادر افزایش مییابد.
گربه ماده در موقع زایمان حرکاتی به شکم خود داده و این عمل وی که از رفتار و محبت مادریاش منشاء میگیرد عبور جنین را از مجرای رحمی آسان میسازد. با خروج کیسه آمنیوتیک و پاره شدن آن و ریختن مایع جنینی، گربه ماده اقدام به لیسیدن بچههایش میکند این کار باعث تحریک سیستم تنفسی آنها میشود. سپس گربه با علاقه و دقت خاصی بند ناف بچه گربهها را قطع کرده و آنها را میبلعد. بطور متوسط گربههای ماده ۴ عدد بچه گربه که چشمانشان بستهاست، بدنیا میآورند.
نشان گذاری کردن
اسپری کردن گربهها که به آن نشانهگذاری نیز گفته میشود، پاشیدن مقدار کمی از ادرار روی سطوح عمودی مثل مبلمان، راهرو و دیوار میباشد. بدینصورت که گربه به محل مورد نظر رفته دم را تکان داده و با کمی خم شدگی یا بدون قوز کردن ادرار را میپاشد.
همانطور که از نام نشانهگذاری بر میآید این عمل یک اختلال محسوب نمیشود بلکه رفتاری است برای پیغام دادن به دیگر گربهها. این رفتار بیشتر در گربههای نر اخته نشدهای دیده میشود که به بلوغ جنسی رسیده باشند و سنشان معمولاً بین ۵ تا ۱۲ ماهگی باشد. البته این بازه نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد. برای مثال گربههایی که در خانوادههای شلوغ (دارای تعداد زیادی گربه) زندگی میکنند یا آنها که با گربههای دیگر بیشتر ارتباط دارند زودتر نشانگذاری را نشان میدهند. نشانگذاری بیشتر اوقات مربوط به تعیین قلمرو است که البته میتواند با استرس نیز مرتبط باشد. اخته کردن یا عقیم کردن بچه گربه میتواند از مشکلات بعدی نشانهگذاری جلوگیری کنند. گربههای خانوادههای پرجمعیت مشکلات بیشتری نسبت به گربههای تنها دارند چرا که بعدها در تعیین قلمرو با مشکل مواجه میشوند. متأسفانه در کشورهایی که نگهداری از گربه متداولتر است، گاهی مشکلات مربوط به نشانگذاری منجر به از بین بردن و یا واگذار کردن این حیوانات میشود. نشانهگذاری اصولاً یک سیستم ارتباطی محسوب میشود چرا که ادرار گربهها حاوی فرومون است و بویژه در زمان جفتگیری پیامهای مخصوصی را به دیگر گربهها انتقال میدهد.
نشانهگذاری در گربهٔ نر نمادی از تعیین محدوده نیز میباشد. نشانهای که به دیگر گربههای نر میفهماند این محوطه قلمروی اوست. این بو در گربهٔ نر سالم منحصر به فرد میباشد. گربهای که تحت شرایط استرس زا باشد نیز برای نشانگذاری محل اسپری میکند. این تعیین مرز و حدود بخش مهمی از رفتار در گربهها به حساب میآید.
رفتار نشانهگذاری نه تنها در گربههای نر بلکه در گربههای ماده و حتا گربههایی که عقیم شدهاند نیز دیده میشود. هرچند در گربههای نر اخته نشده بیشتر مورد توجهاست. البته در گربههای ماده معمولاً برای جذب جفت نر یا در اثر اضطراب ایجاد میشود.
بومشناسی
محل سکونت
جد گربههای اهلی از گربههای وحشی آفریقایی است البته گربههای وحشی و بومی استرالیایی را نیز میتوان نیاکان نژاد گربههای اهلی استرالیا نامید.
گربهها به آفتاب علاقه زیادی دارند و همیشه هنگام روزهای افتابی در زیر آفتاب میخوابند البته گربهها بدنشان بیشتر از ۴۴ درجه سانتیگراد را تحمل نمیکند (گربههایی که پوست ضخیمی دارند تا ۵۲ درجه هم تحمل میکنند)
اگر از ۳۹ درجه سانتیگراد دما بیشتر شود آنها عرق میکنند و با آنکه به آب علاقه زیادی ندارند عرقشان را تحمل میکنند.
غذا خوردن
اما بیشتر آنها جانوران کوچک تر از خودشان را میخورند (گربههای بزرگ حتی خرگوش هم میخورند) و علاقه اصلی آنها پرندگان، موشها، موش صحرایی، کژدمهای کوچک، سوسک، ملخ و حیوانات کوچک دیگر است
سن
متوسط عمر گربهها معمولا ۱۵ سال است. بیشترین عمر ثبت شده برای گربهها، متعلق به گربهای در تگزاس آمریکا با ۳۴ سال سن بود. پس از آن گربهای در بریتانیا ۲۴ ساله شد.
نام
گربه در پهلوی که نیای فارسی امروزین است گوربک نامیده میشده و در فارسی افغانستان و فرارود به آن پِشَک هم گفته میشود و در زبان آذری و برخی از زبانهای ترکیتبار دیگر نیز به این حیوان پشک یا پیشیک گفته میشود. در در زبان کودکانه فارسی هم گربه را پیشی مینامند. این نام برگرفته از صدای پیش یا پیشی است که برای ارتباط با گربهها از آن استفاده میشود. در اصطلاح، به گربههایی با پشم های بلند گربهٔ بُراق گفته میشود.
نژادهای گربه
فهرست نژاد گربهها
گربهٔ ایرانی
گربهٔ بنگال
گربه آنقره
گربهٔ سیامی
گربهٔ حبشی
گربهٔ برمهای
گربه ایرانی
گربه ایرانی یکی از کهنترین و مشهورترین نژادهای گربه است. نخستین اشاره مستند به گربه ایرانی مربوط به نامهای از پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی است که در ۲۰ ژوئن ۱۶۲۰ در اصفهان نوشته شده است. این گربهها از حدود سده ۱۶ میلادی به اروپا وارد شدند و امروزه به عنوان حیوان خانگی لوکسی نگهداری میشوند.
گربهٔ ایرانی یکی از نمادهای فرهنگی ایران در بین جهانیان است
اما در بین مردم ایران معاصر کمتر شناخته شده است.
نام
گربه ایرانی در سطح جهانی با نام Persian Cat (یا نامهای معادل آن در دیگر زبانها) شناخته شدهاست. این نام اشاره به نام تاریخی ایران در زبانهای خارجی (Persia و نظایر آن) دارد. همچنین در انگلستان این گربه مو بلند یا موبلند ایرانی نامیده میشود.
محبوبیت
تصاویر گربههای ایرانی در بسیاری از کتابهای علمی و تاریخی، نقاشیها، عکسها و حتی تمبرهای باخترزمین دیده میشود. در ایالات متحده، گربههای ایرانی، محبوبترین نوع گربه برای دوستداران نگهداری گربهاست. حتی تمبرهای پستی فراوانی در این کشور با تصویر گربههای ایرانی به چاپ رسیده، همچنین در روسیه، مجارستان، کنگو، جمهوری آذربایجان، جمهوری چک و...آرم موزه الماس در آمستردام هم یک گربه ایرانی سپید است که تاجی از الماس بر سر گذاشتهاست.
در بریتانیا اما روند محبوبیت گربه ایرانی به مرور پایین آمده و از رتبه نخست در سال ۱۹۸۸ به رتبه پنجم در سال ۲۰۰۸ رسیدهاست. این دادهها البته مربوط به گربههای ثبت شده و شناسنامهدار هستند.
در خود ایران ولی کمتر کسی از شهرت جهانی گربههای ایرانی با خبر است. حتی عبارت Persian Cats در هیچیک از کتابهای درس زبان انگلیسی مدارس دیده نمیشود و این عبارت که در فرهنگ و دانشنامههای جهان ثبت شده، در داخل ایران برای بسیاری ناآشناست.
ویژگیها
هیچ گربه وحشی مو بلندی وجود ندارد و بهگونهای ویژه، این یک جهش ژنتیکی در گربههای اهلی معمولی است که تحت تاثیر آب و هوای سرد ایران در نسلهای بعد پایدار شدهاست. در گذشته تصور میشد این گربه از نسل گربههای وحشی آفریقایی باشد اما این نظریه امروزه رد شدهاست. البته ظاهر کنونی این گربه حاصل صدها سال نژاد پروری اروپاییان است. در واقع نسل کنونی این گربهها بسیار زیباتر از نسل گذشته آنهاست.
یک گربه ایرانی اصیل موهایی پر پشت دارد. دارای پاهایی کوتاه یک سر بزرگ و پهن همراه با گوشها و چشمهایی جدا و دور از هم و یک دهان کوچک است. چشمهای آنها بسیار حساس است.
عمر این گربه حدود ۱۰ سال است، اما در شرایط خوب تا ۱۹ سال هم میرسد. رنگ چشمانشان آبی یا نارنجی یا دو رنگ است، در گربههای کاملا سفید با چشمان آبی (معروف به آلبینو یا زال) امکان ناشنوایی بیشتر از دیگر آنها وجود دارد.
پیشینه نژاد
پیشینه گربه ایرانی در حقیقت تاریخچه همه نژادهای مو بلند است، زیرا تقریباً با اطمینان میتوان گفت که تمام گونههای مو بلند از نژادهای ایرانی پدید آمدهاند. البته نژاد Balinese (سیامی مو بلند) و نژادها سومالی (Abyssinian مو بلند) دو استثنا بر این مدعا هستند. تصور میشود این نژادها از جهش یک نژاد مو بلند مستقل به وجود آمده باشند.
این که نخستین گربههای ایرانی چه زمانی و در کجا پیدا شدهاند، روشن نیست. با این حال شهرت و افتخار آنها به طور کلی نصیب ایران (Persia) شدهاست. گربههای مو بلند از حدود سده ۱۶ میلادی و حتی زودتر دیده شدهاند و این در زمانی بودهاست که نخستین گربههای از این نوع به اروپا راه یافتهاند. هیچ گربهای از نژادهای وحشی وجود ندارند که موهای بلند داشته باشند، بنابراین باید پذیرفت که این ویژگی از یک جهش در گربههای مو کوتاه که شاید از مصر بودهاند ایجاد شدهاست. آب و هوای سردتر زمستانی ایران چنین جهشی را امکان پذیر کردهاست.
از زمان پدید آمدن این گربهها علاقه زیادی در بین دوستداران گربه برای نگهداری آنها ایجاد شد. این علاقه باعث شد که این گربهها ارزش بیشتری نسبت به خویشاوندان مو کوتاه خود پیدا کنند.
پنداشته میشود گربههای خانگی به نام علمی Felis Catus، از گربه جنگلی Felis Chaus یا گربه وحشی افریقایی، Felis Lybica گرفته شده باشند. این گونه، به گفته بعضی از جانور شناسان نوع ویژهای از گربه وحشی اروپایی، Felis Sylvestris تلقی میشوند. اگر این نظر درست باشد، گربه خانگی با نام باشکوهتری یعنی Felis Sylvestris Catus، نامگذاری خواهد شد.
گربههای اصیل ایرانی
گربههای اصیل ایرانی امروزی، از نظر طول موها، رنگ و آناتومی از شباهت کمتری نسبت به همنوعان نخستین خود برخوردارند. این پدیده حاصل سالها کوشش پیگیر در جفت کشی انتخابی این موجودات است. گربههای مو بلند از ایران به اروپا، بهویژه فرانسه، جایی که مورد توجه زیاد مردم قرار میگرفتند، برده میشدند.
طبیعیدان فرانسوی Comet de Buffon کتاب Historie Naturelle خود را در سال ۱۷۵۶ میلادی نوشت. او در کتاب خود، به متنی از سدهٔ ۱۶ میلادی که به وسیله یک جهانگرد ایتالیایی به نام Pierto della vella نوشته شده، اشاره کردهاست. این جهانگرد، گربههای مو بلند آن روز را توصیف کرده و بر این نکته تأکید نموده که آنها از منطقهای در شمال ایران به نام خراسان آمدهاند. او گفته آنها نژادی هستند با موهای بلند، نرم و شبیه ابریشم، مخصوصاً در قسمت دم. او همچنین آنها را به رنگ یک دست خاکستری تشریح کردهاست که در بخش سر، کمی تیره تر بودند. از ویژگی دیگر این گربهها، اهلی بودن آنها بودهاست. Buffon ذکر کرده که جدا از رنگ، این نژاد دقیقاً مشابه نژادهایی بوده که در فرانسه Angora شناخته میشود.
نژاد Angora نژادی بوده که در زمانهای کهنتر به سفیدی رنگ مشهور بودهاست، ولی در واقعیت آنها رنگهای مختلفی داشتهاند. با این حال رنگ سفید آنها که نزد اشراف زادههای فرانسوی و اروپایی نگهداری میشدند، از محبوبیت بیشتری برخوردار بودهاست. نژاد Angora بومی کشور ترکیه بودهاست. دیپلمات پرآوازه فرانسوی کاردینال ریشلیو که در سال ۱۶۴۲ میلادی از دنیا رفت، از دوستداران فوق العاده گربهها بودهاست. شگفت این که او درست در زمانی میزیست که کلیسا خود از بزرگترین دشمنان گربهها بوده و به دستور آنها، گربهها را از بالای برجها پایین میانداختند، میسوزاندن و از راههای مختلف با بی رحمی با آنان رفتار میکردند. Richelieu صاحب یک Chat Angora به نان Lucifer به رنگ سیاه بودهاست. به نظر میرسد که در آن روزگار بیشتر موضوع این بوده که چه کسی صاحب گربهاست. در واقع وضعیت صاحب گربه تعیین کننده این موضوع بوده که آیا گربهها دارای روحی پاک، یا همنشین و هم قدم شیطان اند.
به همین ترتیب شاید میبینید در اروپا در قرن ۱۹ میلادی، گربههای مو بلند را بنابر میل صاحبان آنها گربه ایرانی یا Angora مینامیدند و این حقیقت که تفاوتهای کوچکی چه از نظر موها و چه استخوان بندی بین این دو نزاد شبیه به هم ولی مختلف وجود داشته، مورد توجه واقع نشدهاست. Harrison Weir انگلیسی که از او به عنوان پدر نگهداری از گربههای خانگی یاد میشود، در اواخر قرن ۱۹ میلادی گفته که گربهای دو رگه زیادی به عنوان نژاد روسی، Angoran یا نژادهای ایرانی به فروش میرسیدند که این نکته به روشنی نشان میدهد که او به تفاوت میان گونههای ایرانی و Angoran واقف بودهاست. مشاهده تابلوهای نقاشی از گربههایی که به همراه صاحبان خود در طول قرن ۱۸ میلادی به تصویر کشیده شدهاند، تصویر واضحی از ظاهر گونه اصیل گربه ایرانی به ما میدهد و آنها خیلی شبیه Angoraهای امروزی بودهاند. این بدین معنی است که آنها یک سر عادی گربه مانند با پوزهای که به طور آشکار گُوه مانند است، دارند. آنها استخوان بندی خوبی داشتند ولی نه خیلی حجیم. موها خیلی بلند و ابریشمی، نه بیش از اندازه فشرده و نه پشم مانند بودهاند. در سال ۱۹۶۸ میلادی Chas Ross گفته جالبی را در کتاب Book Of Cats راجع به گربههای ایرانی ذکر میکند. با وجود این که او همانند Buffon که در ۱۰۰ سال قبل از خود رنگ گربههای ایرانی را خاکستری میدانسته، ولی بر این نکته نیز تأکید میکرده که نژاد گربه ایرانی موهای بسیار بلند و ابریشمی، شاید بیش از نژاد Angora داشتهاند. او ادامه میدهد آنها بی اندازه آرام و ملایم از لحاظ رفتاری بوده و احتمالاً یکی از زیباترین این گونه بودهاند. به نظر میرسد که در آن دوران رنگ آنها، نه استخوان بندی آنها معیار اصلی افتراق بین گربههای اصیل ایرانی و گربه Angoran بودهاست. در هر صورت در آن زمان هیچ انجمنی برای گربهها، هیچ کتابی برای جفت انداختن آنها و هیچ شجره نامهای برای ارزشیابی آنها وجود نداشتهاست. اگر شخصی ادعا میکرده که دارای یک گربه ایرانی یا Angoran است، هیچ کسی واقعاً نمیتوانست خلاف ادعای او را ثابت کند (غیر از طریق رنگ آنها)، زیرا هیچ استاندارد و هیچ راهی برای نفی چنین گفتهای وجود نداشتهاست.
پرشینهای صورت تخت (peke-face)
در سال ۱۹۵۰ یک جهش ژنتیکی ناگهانی باعث به وجود آمدن گربههای پرشین صورت تخت به وجود آمد، نام آنها گرفته شده از سگهای پکینیز (Pekingese dog) میباشد. این نژاد مورد پذیرش CFA بود اما به علت مشکلات جدی سلامتی از شدت توجه به آن کاسته شد. اما با وجود این پرورش دهندگان بسیار او را دوست داشته و مجدد شروع به پرورش و تولید پرشینهای صورت تخت نمودهاند. پس از تغییرات ظاهری ای که گربههای پرشین داشتند، پرورش دهندگان تصمیم به ایجاد شورایی گرفتند تا در آن به این نتیجه برسند که یک پرشین باید دارای چه مشخصاتی باشد. در نهایت آنها به این تفاهم رسیدند که یک پرشین باید دارای سری گرد و بزرگ، چشمان درشت و گرد باشد و همچنین پوزهٔ کوچک که قسمت بالایی چرمی آن بالاتر از خط زیر چشمها قرار بگیرد، پاهایی با استخوان بندی درست و کوتاه، سینهای پهن و صورتی کاملا گرد باشد، هر چیزی که در یک پرشین ایده آل وجود دارد باید گرد باشد!
هیمالین
در ۱۹۵۰، نژاد سیامی با نژاد پرشین جفت خورده شدند تا نژادی به وجود بیاید که ظاهر پرشین را داشت اما از نظر رنگبندی به سیامیها شباهت داشت، این نژاد را با توجه به دیگر حیوانات دارای لکهای رنگی مانند خرگوشهای هیمالین، " هیمالین نامیدند. در انگلستان این نژاد به نام موبلند لکه رنگی (color point longhair) به ثبت رسیدهاست. در امریکا تا سال ۱۹۸۴ هیمالینها نژاد جداگانهای شناخته میشدند اما از آن زمان به بعد CFA آنها را با نژاد پرشین یکی دانست. البته بسیاری از پرورش دهندگان از یکی دانستن چنین نژاد «دورگه» ای با پرشینهای «خالص» ناخشنود بودند. همچنین CFA با مشخص کردن شمارهٔ رجیستری مشخص برای هیمالینها پرورش دهندگان را قادر ساخت تا بتوانند با نگاه کردن به شمارهٔ رجیستری یک گربه متوجه شوند که آیا او رگهای از هیمالین دارد و آیا ممکن است در آینده نقش و نگارهای یک هیمالین در نسلهای بعدی ظاهر شود. گربههای هیمالین با شماره رجیستریهای شناخته میشوند که با عدد ۳ شروع میشود و حامل لکههای رنگی (CPC) یا سری ۳۰۰۰ایها نامیده میشوند.
اگزاتیک موکوتاه
در اواخر ۱۹۵۰ گربههای پرشینی که از آمیزش پنهانی با امرکاییهای مو کوتاه (ASH) توسط پرورش دهندگان به وجود آمده بودند در رینگهای نمایش بسیار محبوب بودند اما باعث بسیاری از پرورش دهندگان از به وجود آمدن دورگهها شده بودند. یکی از پرورشدهندگانی که موفق شده بود قابلیتهای این آمیزش (پرشین + موکوتاه امریکایی) را به خوبی نشان دهند موفق به کسب نظر موافق CFA برای به رسمیت شناخته شدن این نژاد در سال ۱۹۶۶ تحت عنوان «اگزاتیک موکوتاه» شد. این نژاد ریخت بدنی خود را مدیون نژاد پرشین است و همچنین موهای کوتاهش را از موکوتاه امریکایی به ارٍث بردهاست. همچنین با این انتقال ژنها مقداری از مشکلات پرشین و البته تنبلی ذاتی او را نیز به دست آوردهاست. از جایی که این نژاد بهرحال ژن مو بند را هم دارا میباشد از آمیزش دو اگزاتیک موکوتاه ۲۵ درصد امکان به وجود آمدن فرزندی موبلند وجود دارد. اما متاسفانه این فرزندان به وجود آمده از طرف CFA به عنوان پرشین پذیرفته شده نمیباشند؛ اما اتحادیهٔ گربهٔ جهانی آنها را به عنوان پرشین میپذیرد. دیگر نهادها آنها را به عنوان نژاد جدا شدهٔ اگزاتیکهای موبلند میشناسند.
پرشینهای عروسکی یا فنجانی
بعضی از پرورش دهندگان اقدام به تولید پرشینهایی با قامت و ظاهری کوچکتر از پرشینهای معمولی نمودند که تحت عنوان «عروسکی» یا «فنجانی» (گرفته شده از اسم سگهای مشابه) یا «سایز کف دستی»، «جیبی»، «کوچک (مینی)» و "پیکسی (pixie) شناخته مشوند. بسیاری از پرورشدهندگان آنها را به عنوان یک نژاد جداگانه به رسمیت نمیشناسند.
چینچیلا
در امریکا کوشش شد که پرشینهای نقرهای (silver) را به عنوان نژاد جداگانهای به ثبت برسانند اما این تصمیم موفقیت آمیر نبود. در CFA پرشینهای نقرهای و طلایی به طور مشخص به نقرهای چین چیلا، نقرهای سایهای، طلایی چین چیلا و طلایی سایهای در نمایشهای گربه تقسیم و معرفی میشوند. در آفریقا جنوبی این فعالیت بیشتر به موفقیت رسید و شورای گربهٔ آفریقای جنوبی ۵ گونه از چین چیلاها را به عنوان «چین چیلای موبلند» به رسمیت شناخت. چین چیلاهای موبلند دارای پوزهای به مراتب کشیده تر، تنفسی آسان تر و اشک چشم کمتری نسبت به پرشینها میباشند. آنها دارای پوششی با بازتان دوگانهٔ مات و شفاف میباشند که وقتی با پرشینهای دیگر آمیخته میشوند این خاصیت از بین میرود. همچنین آمیرش ممکن است باعث از دست رفتن خط لب و پوزه هم باشد که در استانداردهای چین چیلا ایجاد مشکل میکند. یکی از امتیازهای این نژاد داشتن رنگ چشمان سبز آبی یا سبز و در بچه گربهها آبی و بنفش آبی میباشد.
keywords : نور ایران،سایت نور ایران،مقاله نور ایران